ما آدم ها از
گردو
غبار بدمان می آید. آن را عامل کثیفی می دانیم که باید از
زندگی پاک کنیم. خیلی از ما نمی دانیم که همین
گردو
غبار عامل تشکیل باران است، که اگر
گردو
غبار نباشد هیچ ابری نخواهد بارید.
بعضی آدم ها مثل همین
گردو
غبار در
زندگی ما هستند. ما آن ها را دوست نداریم و تمام تلاشمان این است که آن ها را از
زندگی مان پاک کنیم چرا که این آدم ها وجدان مارا قلقلک می دهند. مارا یاد کار
هایی می اندازند که نباید انجام می دادیم ولی انجام دادیم، یا کار
هایی که باید انجام بدهیم اما انجام نمی دهیم. آدم
های مثل
گردو
غبار، مسئولیت را به ما یاداوری می کنند. تنهاترین موجوداتی که هیچکس آن ها را نمی خواهد. این وجدان
های بیدار باید باشند تا چشم
های ما گاهی چون ابر بهار بگریند. درست مثل گردوغبار که باید باشد تا ابرها ببارند.(مازیار متین) دِینی که یک عکس بر گردنم نهاد !...
ما را در سایت دِینی که یک عکس بر گردنم نهاد ! دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 149
تاريخ: يکشنبه
12 اسفند
1397 ساعت: 23:22