روزگار می گذرد...

خرید بک لینک

کاش مسعود بهنود در همان "کشته گان برسر قدرت" می ماند، کاش بهنود "دربند اما سبز" می ماند، کاش او همان نویسنده ی "علی و آلن" می ماند که نوجوانی ام را چنان تکان داد.کاش اصلا شبکه های اجتماعی نبودند یااگربودند،توییتر نبود که مسعود بهنود کاربر آن شود.کاش یک نفر پیدامی شد که بگوید این مسعودبهنود نیست،این مزدوری ست که ازنام او استفاده کرده تا این چنین کفه ی دموکراسی را به سمت غیردموکراتیک ترین حکومت ها سنگین کند. متاسفم برای خودم که روزگاری اگر ازمن می پرسیدند نام سه نویسنده ی موردعلاقه ات را بنویس، نام بهنود را در کنار ایزابل آلنده و هدایت می نوشتم. باور دارم که گذر زمان آدم هارا عوض می کند.اگر گذر زمان نبود، شاید نوری زاد هنوز کیهان نویس باقی می ماند. اما روزگار می گذرد و آدم هایا خویشتن خویش را از منجلاب نجات می دهند یا تا خرخره در آن فرو می غلطند.(مازیار متین)

دِینی که یک عکس بر گردنم نهاد !...

ما را در سایت دِینی که یک عکس بر گردنم نهاد ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 186 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 0:39

صفحه بندی