اگر من فیلمساز بودم

خرید بک لینک

دیدید تو این سریال های صداوسیما، یک زن مسیحی یا یهودی عاشق یک مرد مسلمان می شود و از عشق آن مرد، اسلام می آورد؟ حالا اگر یک روز من فیلمساز بشوم،سریالی می سازم از دختر براندازی که تو شبکه های اجتماعی، ناگهان عاشق یک کاربر ارزشی می شود. پست هایش از مدح و دلتنگی برای شاه، یکهو می شود ستایش نظام. سریال من از شبکه سه سیما پخش می شود و مردم، همان مردمی که زمانی صداوسیما را تحریم کرده بودند، سر میز شام، با دهان باز به تماشای سریال من می نشینند.در نشست ها و جلسات صداوسیما کلی با من مصاحبه می کنند و جوایز اهدا می کنند. از بانک های مختلف وام های کلانی به من می دهند و یک شب، من پول ها را برمی دارم و توی کانادا خانه و اقامت می گیرم.بعد هم کراوات می زنم با بی بی سی و من و تو مصاحبه می کنم و فریاد می زنم وزارت ارشاد باید تیغ سانسور را از گلوی فرهنگ ایران بردارد. مردم ایران هم که بطور باورنکردنی فراموشکار هستند، باز با دهان باز به حرف های من گوش می دهند و برایم هورا می کشند. نزدیک انتخابات که می شود درباره ی لزوم شرکت مردم پای صندوق های رای و انتخاب بین بد و بدترسخن سرایی می کنم و هرکس که مخالف شرکت مردم در انتخابات باشد را مورد اتهام قرارمی دهم که این چپی بوده و آن یکی عرق خور بوده و با زن ها رابطه داشته و خلاصه همه را به جان هم می اندازم و خودم گوشه ای می نشینم با پول هایی که از بانک های ایرانی به جیب زده ام خودم را باد می زنم و به ریش ملت نگون بخت ایران می خندم.(مازیار متین)

دِینی که یک عکس بر گردنم نهاد !...

ما را در سایت دِینی که یک عکس بر گردنم نهاد ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 149 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 0:39

صفحه بندی